عوامل موثر در جذابیت بورس


نقاط کور بازگشت رونق به بورس.

پس از رشد نسبتا قابل توجه شاخص کل بورس تهران در اواخر مهر، بیش از دو هفته است که بازار سهام به وضعیت کم‌نوسان و نسبتا رکودی خود بازگشته است. هرچند بررسی جزئیات معاملات در این بازار نشان می‌دهد تحرکات بیشتری از سوی سهامداران حقیقی انجام می‌شود، اما همچنان تا بازگشت رونق به بورس تهران فاصله داریم. این در حالی است که نظرسنجی‌های «دنیای اقتصاد» نشان می‌دهد اجماع عمومی میان کارشناسان و معامله‌گران بازار مبنی بر عدم بازگشت بورس به مسیر نزولی ایجاد شده است. بنابراین، سوال مهمی که مطرح می‌شود آن است که چرا با وجود قرار داشتن قیمت عمده سهام در کف خود، از ورود سرمایه‌های جدید و رونق قابل رصد بورس خبری نیست؟ در پاسخ به این پرسش، هشت کارشناس بازار سهام در گفت‌وگو با «دنیای اقتصاد»، موانع اصلی بازگشت به رونق بورس را تشریح کرده‌اند. نخستین مساله‌ای که کارشناسان به آن اشاره می‌کنند آن است که برخلاف تصور عمومی، اقبال نسبی در بازار سهام شکل گرفته است و سهامداران در مقایسه با ماه‌های پیشین حضور فعال‌تری در بورس تهران پیدا کرده‌اند. هرچند این مساله به‌صورت نامحسوس رخ داده است، اما بررسی تغییرات روند نسبت قیمت بر درآمد (P/ E) بورس تهران بر صحت این ادعا تاکید دارد. در این شرایط، برای تقویت اقبال و رونق بیشتر در بورس نیاز به اصلاح ساختار و زمان داریم. به عقیده کارشناسان، بی‌اعتمادی که بیش از ۲۲ ماه است در بازار سهام به وجود آمده و عمده سهامداران در این مدت زیان‌ده بوده‌اند نمی‌تواند به سرعت بازیابی شود. بنابراین، برای شکل‌گیری رونق نیازمند اعتمادسازی تدریجی در بازار سهام هستیم. از سوی دیگر، هنوز ریسک‌پذیری سرمایه‌گذاران پایین است؛ هرچند بخشی از این موضوع به همان بی‌اعتمادی اخیر سهامداران برمی‌گردد، اما وجود بدیل‌های سرمایه‌گذاری بدون ریسک و با سودآوری بالا عامل مهم دیگری است که مانع از ورود پرشتاب سرمایه‌گذاران به بورس شده است. به‌عنوان مثال، سپرده‌های بانکی، اوراق مشارکت، اسناد خزانه، اوراق سلف و. با سودهای مناسبی که در مقایسه با تورم دارند، جذابیت بازار سهام که طی یکی، دو سال اخیر دچار رکودی شدید بوده است را کاهش می‌دهد. همچنین، ریسک‌های غیرسیستماتیک در صنایع مختلف که عموما ناشی از تصمیمات ناگهانی دولت بوده این ریسک‌گریزی میان سهامداران را افزایش داده است. کارشناسان همچنین زیان بالای نهادهای بزرگ سرمایه‌گذاری و کمبود نقدینگی به علت رکود اقتصادی را از دیگر عواملی می‌دانند که نه تنها قدرت حمایت مناسب از سهام را کاهش داده، بلکه مسیر رشد قیمتی را نیز کُند کرده است. برخی ابهامات دیگر در بخش کلان اقتصادی-سیاسی کشور از جمله مسائل ضدرونق در بورس محسوب می‌شوند. به‌عنوان مثال، جزئیات اجرای برجام و اثرگذاری آن بر اقتصاد کشور هنوز مشخص نیست که سهامداران را نگران تکرار رفتار هیجانی می‌کند. همچنین، اقدامات اقتصادی دولت در جهت رکودزدایی تا کنون نتوانسته اثر قابل توجهی داشته باشد. در این خصوص کارشناسان معتقدند در بسیاری از مواقع، دولت در مواجهه با عوامل بحرانی، بی‌واکنش بوده‌اند. از جمله این مسائل را می‌توان در حفظ ارزش ریال در شرایط افت شدید نرخ‌های جهانی کالاها جست‌وجو کرد که بر خلاف عملکرد بازارهای نوظهور است. در سمت دیگر، خود وضعیت قیمت‌ها در بازارهای جهانی برای کارشناسان مبهم است که با توجه به سهم بالای این گروه‌ها در بورس تهران، مانعی جدی در برابر بازگشت رونق محسوب می‌شوند. بی‌رونقی بورس با عملکرد ضعیف شرکت‌ها دکتر ابوالفضل شهر‌آبادی/ مدیر تامین مالی لوتوس پارسیان کاهش نقدینگی بسیاری از شرکت‌ها در یک سال اخیر بزرگ‌ترین عامل بی‌رونقی بورس تهران است. در این بین قطعا نوسان شدید قیمت‌های جهانی تاثیر بسزایی در این روند داشته و سود‌آوری بسیاری از شرکت‌ها را تحت تاثیر قرار داده است. قطعا در این شرایط و زمانی که شرکت‌ها نمی‌توانند سود‌سازی داشته باشند سهامداران به سرمایه‌گذاری در این بازار اعتماد نمی‌کنند و نقدینگی خود را به بازار‌های دیگر منتقل می‌کنند. از سوی دیگر بازار با عدم شفافیت بسیار زیادی از زوایای مختلف به‌خصوص بحث صنایع و قیمت مواد اولیه روبه‌رو‌ است که این ابهامات تردید را میان سهامداران افزایش می‌دهد. عوامل تاثیرگذار درونی و بیرونی دکتر مهدی فرازمند/ مدیرعامل مشاور سرمایه‌گذاری امین آفاق عوامل منفی تاثیرگذار بر روند کنونی بازار را می‌توان به دو دسته عوامل درون بازاری و عوامل برون بازاری تقسیم کرد. در تشریح عوامل درونی بازار سهام، زیان بالای دوره‌های گذشته نهادهای سرمایه‌گذاری بزرگ و سردمدار بازار را می‌توان نام برد که از دو جنبه اصلی بر حرکت بازار تاثیر‌گذار است؛ از یک سو این شرکت‌ها به دلیل زیان یادشده در حال حاضر حمایت مناسبی از بازار به عمل نمی‌آورند و از سوی دیگر برای جبران و پوشش زیان گذشته و جلوگیری از زیان احتمالی بیشتر، مانع از حرکات مثبت بازار و به عبارت دیگر چرخش بازار می‌شوند. کمبود نقدینگی نیز از دیگر عوامل داخلی بازار سرمایه است که در تعیین روند حرکتی بورس نقش مهمی دارد. در تشریح عوامل موثر خارجی نیز می‌توان به بحث مشهود نبودن آثار سیاست‌های دولت برای خروج از رکود، نرخ‌های سود جذاب در بازارهای رقیب و عدم وجود چشم‌انداز مثبت نسبت به اقتصاد جهانی اشاره کرد؛ در حال حاضر هر چند دولت اقدامات و سیاست‌هایی برای خروج از رکود دارد اما هنوز آثار آن مبهم است و نتیجه‌ای برای اقتصاد در بر نداشته است. در بحث بازارهای رقیب نیز در حال حاضر بازار پول با نرخ سود بالا و همچنین ریسک کمتر جذابیت بالایی برای ورود سرمایه‌گذاران دارد. همچنین تجربه نشان داده، اطمینان کافی برای کاهش واقعی نرخ در این بازار وجود نداشته، بنابراین آثار مثبتی برای بورس در پی نداشته است. همچنین نرخ بالای سود در دیگر بازارها و ابزارها از جمله صندوق‌های سرمایه‌گذاری، اوراق صکوک، مشارکت و سلف موازی باعث جذب منابع به حوزه‌های فوق شده و آثار منفی بر بازار سهام به‌وجود آورده است. عدم وجود چشم‌انداز مثبت نسبت به بازارهای جهانی همچون نفت، فلزات یا بازار کشورهای دیگر همچون چین و اتحادیه اروپا، افق تغییر بازار سهام را با تردید بیشتر مواجه کرده است. در نهایت امید است با رفع عوامل منفی فوق، سرمایه‌گذاران شاهد بازگشت بازار سهام به روزهای خوب و پررونق باشند. سایه تصمیمات کلان بر بورس مهدی طحانی/ مدیر عامل شرکت آوای آگاه عوامل زیادی درخصوص روند فعلی بازار‌ موثر است. نوسان‌های پی در پی درخصوص قیمت‌های جهانی، شرایط مبهم درخصوص چگونگی اجرای برجام و تصمیمات اخیر دولت برای خروج از رکود عمیق، مهم‌ترین‌ سیگنال‌هایی هستند که سرمایه‌گذاران را در یک حالت دوگانگی قرار داده و بازار را با حجم و ارزش کم معاملات مواجه کرده است. در این میان بحث تصمیمات دولت در زمینه اقتصاد کلان از عوامل برجسته به شمار می‌رود. بلاتکلیفی در بسیاری از برنامه‌های دولت در سال‌های اخیر باعث شد تا تاثیر کاهش قیمت نفت، همچنین اثر تحریم‌های هسته‌ای بیش از پیش حس شود. به‌عنوان مثال کاهش قیمت سنگ‌آهن در برزیل مطمئنا صنایع این کشور را متضرر‌تر از ایران می‌کند، یا کاهش قیمت نفت تاثیر بیشتری در اقتصاد برخی کشور‌های عربی به جا می‌گذارد اما به عینه دیده شد که اقتصاد ایران بیش از بسیاری از کشور‌ها به این عوامل واکنش نشان داد. از سوی دیگر در سال‌های اخیر دیده شده که دولت در بسیاری از مواقع مجبور به اجرای طرح‌هایی شده که تحت تاثیر شرایط بد اقتصادی صورت گرفته است. دو بسته خروج از تورم و خروج از رکود دولت برنامه‌هایی است که هر کدام اثرات مثبت و منفی زیادی در بازار‌ها داشته و بورس تهران نیز از این اثرات مستثنی نبوده است. به‌صورت کلی این روزها بسیاری از سهامداران به دنبال اثر این طرح‌ها بر بازار سهام هستند و به همین دلیل نمی‌توانند تحرک جدی در معاملات داشته باشند. روند خنثی، نوید‌بخش بازاری پررونق شهریار هاشمی/ مدیر سرمایه‌گذاری صندوق تامین سرمایه کاردان در شرایط کنونی با توجه به بی‌اعتمادی سهامداران به بازار سهام کشور در مقایسه با بدیل‌های سرمایه‌گذاری با ریسک کمتر مانع از ورود نقدینگی به بورس تهران شده است. وقتی پروسه اصلاح شاخص کل بورس بیش از ۲۰ ماه طول کشیده است، نمی‌توان انتظار داشت اعتماد سهامداران یک شبه ایجاد شود، به همین دلیل این موضوع که روند نزولی شاخص در شرایط کنونی به روند خنثی تبدیل شده است، خود می‌تواند نویدبخش روزهای پر رونقی برای معامله‌گران بورس تهران باشد به‌طوری که اگر سهامدار معتقد باشد سهمی که می‌خرد، با افت قیمتی همراه نمی‌شود، به بازار سهام اعتماد پیدا می‌کند ضمن اینکه چشم‌انداز رشد سود‌آوری با رفع تحریم‌ها و تغییر وضعیت اقتصادی کشور، زمینه روند صعودی قیمت‌ها در بازار را فراهم می‌کند. ریسک‌پذیری پایین، معضل اصلی بورس بهنام بهزادفر/ مدیر امور اعضای کانون کارگزاران بورس برخلاف تصور عمومی که اقبال عمومی نسبت به سرمایه‌گذاری در بازار سهام را پایین نشان می‌دهد بررسی‌های دقیق‌تر نشان می‌دهد که این اقبال اگر چه در حال حاضر کم است اما بیشتر از قبل شده است. در گزارش ارسالی از سوی شرکت بورس، مجموع نسبت قیمت به درآمد شرکت‌های پذیرفته شده در بورس در شهریور ماه رقمی معادل ۳/ ۵ بوده که این رقم در مهر ماه عدد ۶/ ۵ را نشان می‌دهد، این موضوع حاکی از آن است که بورس روند صعودی دارد اما در شاخص این موضوع دیده نمی‌شود. دلیل آن نیز این است که شرکت‌های بورسی متاسفانه تعدیلات منفی می‌دهند و این رشد اقبال نسبی سهامداران با این تعدیلات منفی شاخص دیده نمی‌شود. با این حال، در نگاه کلی سرمایه‌گذاری ریسک‌پذیری بسیار پایینی مشاهده می‌شود که دو علت اصلی دارد؛ نخست زیان‌هایی است که سهامداران از ورود به بورس در یکی، دو سال اخیر تجربه کرده‌اند. اما دومین موضوع که ریسک‌پذیری را کاهش داده است، بالا بودن نرخ سودآوری در سرمایه‌گذاری‌های کم‌ریسک است. به عبارت دقیق‌تر، در شرایطی که سپرده‌های بانکی، اوراق مشارکت، اسناد خزانه و سایر فرصت‌های امن سرمایه‌گذاری نرخ‌هایی بیش از ۲۰ درصد پیشنهاد می‌کنند و نرخ تورم نیز به زیر این مقدار نزدیک شده است، طبیعی است که جذابیت بازار پرریسکی مثل بورس تهران در عمل با موانعی جدی مواجه شود. بنابراین بدیل‌های سرمایه‌گذاری در اقتصاد کشورمان و نگرانی‌های مربوط به اوضاع اقتصادی-سیاسی مهم‌ترین عواملی هستند که ورود واقعی سرمایه به بورس را مختل کرده‌اند. بازگشت اعتماد در پی ثبات نرخ‌گذاری‌ها شهریار شهمیری/ مدیر‌عامل کارگزاری سهم آشنا افزایش نقدینگی در کشور، همواره زمینه افزایش رونق در بورس تهران را فراهم کرده است اما در شرایط کنونی که سهامداران به معاملات بازار سهام بی‌اعتماد شده‌اند با توجه به نرخ بازدهی با ریسک کمتر در بازارهای سرمایه‌گذاری دیگر، بورس تهران هنوز نمی‌تواند نقدینگی خاصی را جذب کند. از طرفی در صنایعی که کشور ما در آنها از مزیت نسبی برخوردار است، در دو سال اخیر قوانینی ثبت شده که موجب افزایش ریسک سرمایه‌گذاری در صنایع مزبور شده است به‌طوری که سهامداران همواره دلهره تغییر قوانین در بحث نرخ‌گذاری‌ها را از سوی دولت دارند و این موضوع نیز زمینه تبدیل دید بلند‌مدت سهامداران را به دید کوتاه‌مدت فراهم کرده است. اینجاست که ضرورت ثبات نرخ‌گذاری‌ها برای صنایع در جلب اعتماد سهامداران اعم از سرمایه‌گذار داخلی و خارجی آشکار می‌شود. با این همه به نظر می‌رسد روند سود‌آوری صنایع در اثر رفع تحریم‌ها و بهبود در فضای کسب و کار در اوایل سال آینده خود را در صورت‌های مالی شرکت‌ها نشان دهد و در نتیجه شاهد بازاری پررونق برای بازار سهام باشیم. تداخل موانع بین‌المللی و داخلی مهرزاد منتظری/ مدیر تحلیل کارگزاری اقتصاد بیدار تغییر و ریزش قیمت‌های جهانی حدود ۵۰ درصد از ارزش بورس را به‌طور مستقیم تحت تاثیر قرار داده به خصوص که تاثیر منفی افت این قیمت‌ها با سیاست حفظ ارزش ریال توسط دولت نیز تشدید شده است.از سوی دیگر سود جذاب بازارهای سرمایه‌گذاری بدون ریسک مانند اوراق خزانه یا اوراق مشارکت نیز از عواملی است که در شرایط فعلی بورس تهران از جذابیت بسیار زیادی برخوردار است.در حال حاضر سود بدون ریسک بیش از نرخ تورم نقطه به نقطه است دراین شرایط هیچ بازاری توان رقابت با اوراق مشارکت و سپرده را ندارد و بورس نیز از این موضوع مستثنی نیست. عدم اعتماد و احتیاط بسیار در بورس تهران احسان رضا‌پور/ هیات‌مدیره مشاور سرمایه‌گذاری آوای آگاه مهم‌ترین‌ عامل رخوت کنونی بازار را می‌توان در سیاست‌گذاری‌های اقتصادی دانست. در این سال‌ها به کرات دیده شده که حرف‌های جدی و برنامه‌های مهمی از سوی دولت بیان شده که در مرحله عملیاتی شدن نمی‌تواند تاثیر قابل توجهی داشته باشد. همین روند باعث شده تا بسیاری از سهامداران به برنامه‌های کلان اقتصاد بی اعتماد شده و تا تاثیر جدی و اثرگذاری را حس نکرده‌اند؛ در بازار سرمایه‌گذاری نکنند. در سال‌های اخیر بسیاری از معامله‌گران در شرایطی که احتمال صعود بازار پررنگ به نظر می‌رسید، اقدام به کوچ نقدینگی به بورس کردند که بعد‌ها زیان‌های بسیاری را متحمل شدند. بیشتر فعالان بازار این روزها در شرایط عدم اعتماد همراه با احتیاط زیاد قرار گرفته‌اند و تا زمان تاثیر عمیق برنامه‌های دولت اقدام به فعالیت جدی نمی‌کنند.

دلایل جذابیت و صعود بورس 98

به گزارش مجله افیکس‌کار به‌نظر می‌رسد اعمال سیاست‌های اعتباری از طریق سرکوب مالی در کنار جذابیت دارایی‌های غیرعملیاتی بنگاه‌های بورسی نظیر املاک و مستغلات و همچنین حساسیت کمتر تقاضای مصرفی اقتصاد نسبت به قیمت سهام سبب شده تا بورس تهران در مقایسه با دیگر بازار‌ها یکه‌تاز عرصه بازدهی در سال ۹۸ باقی بماند.

با وجود اختلافات نظری بر سر رشد مستمر قیمت‌های سهام، همچنان شاهد اشتیاق زایدالوصف آحاد جامعه برای حضور در بازار و خرید سهام با قیمت‌هایی هستیم که کمتر کسی از بین تحلیلگران بنیادی تا چند ماه قبل تصورش را می‌کرد.

شاخص کل بورس تهران از ابتدای سال حدود ۵/ ۲ برابر و قیمت بسیاری از سهم‌ها در این مدت با سبقت از شاخص کل ۵ تا ۲۰ برابر شده است.

چه اتفاقی در این میان رخ داده و چه عواملی دست به دست هم داده که قیمت‌های سهام در سطح وسیعی از رشد بازنمی‌ایستند و پیوسته با هجوم خریداران و صف‌های طویل خرید به راه خود ادامه می‌دهند؟

آیا این امر به‌زعم برخی از فعالان بازار سهام صرفا ناشی از یک هیجان موقت است یا ریشه در عدم‌تعادل‌های حاکم بر محیط کلان اقتصاد کشور دارد؟

اگر بحث صرفا بر سر خلق فزاینده نقدینگی و تورم است، چرا سرمایه‌گذاران به سراغ دلار نرفته‌اند تا از ارزش دارایی خود محافظت کنند یا اینکه چرا از دارایی‌های دیگر نظیر مسکن چنین استقبالی نکرده‌اند؟

تحقیق بر سر اختلاف بازدهی بازار‌های مختلف طی امواج تورمی دو سال اخیر نقش فاکتورهایی، چون سیاست‌های پولی در قالب سرکوب مالی در کنار حساسیت متفاوت تقاضای مصرفی آحاد اقتصادی نسبت به قیمت سهام در مقایسه با دیگر دارایی‌ها نظیر دلار و سکه و همچنین جذابیت املاک و مستغلات بنگاه‌های بورسی که مشمول زمان شده را برجسته می‌کند و نشان می‌دهد که چرا سهام به گزینه اصلی سرمایه‌گذاران، خاصه در یک‌سال اخیر تبدیل شده است.

رکورد‌هایی که زود جابه‌جا می‌شوند

پیشروی بی‌وقفه بورس تهران تا انتهای معاملات روز سه‌شنبه و ثبت بازدهی ۱۴۶ درصدی از ابتدای سال درحالی ادامه یافت که بازار‌هایی نظیر مسکن، ارز و طلا از لحاظ میزان بازدهی در سال‌جاری قابل مقایسه با سهام نیستند.

در اینجا اگر بازدهی را براساس شاخص هموزن بگیریم عدد خیره‌کننده‌ای که به‌دست می‌آید معادل ۳۴۰ درصد است.

در همین مدت نرخ دلار تنها ۵/ ۳ درصد افزایش یافته و سکه هم به رشد ۸ درصدی بسنده کرده است.

در این میان، تورم مسکن در تهران طی این بازه زمانی براساس گزارش بانک مرکزی رقمی معادل ۲۵ درصد را نشان می‌دهد. حتی اگر این بازه زمانی را طولانی‌تر کنیم، یعنی از ابتدای موج تورمی در اواخر سال ۹۶ بگیریم، باز هم اختلاف بازدهی بازار سهام در مقایسه با دیگر بازار‌ها بسیار چشمگیر است.

از طرفی، به لحاظ میزان مشارکت در بازار سهام هم روند جالب توجهی را طی این مدت شاهد بودیم.

حجم، ارزش و رساتر از این دو، تعداد دفعات معاملات روزانه، به خوبی میزان مشارکت را بدون تاثیر متغیر‌های اسمی یا تورمی نظیر حجم و ارزش بازنمایی می‌کند.

روز گذشته همزمان با شکل‌گیری موج اصلاحی قیمت‌ها، شاخص کل هم از سقف روزانه عقب نشست، اما بازگشت قیمت‌ها به محدوده منفی بار دیگر با هجوم خریداران و ثبت قله‌ای دیگر برای ارزش معاملات خرد همراه بود. گزافه نیست اگر بگوییم مهم‌ترین اتفاق روز‌های اخیر افزایش روز‌افزون مشارکت همراه با ارزش معاملات خرد است.

ورود مستمر سرمایه‌های خرد از سوی سرمایه‌گذاران کوچک‌مقیاس و تقویت مستمر فعالیت سهامداران در این روز‌ها مایه شگفتی اهالی قدیمی بازار سرمایه شده است.

دیروز در پی فعالیت گسترده معامله‌گران رکورد ارزش معاملات خرد شکست. به بیان آماری، در روز سه‌شنبه ۴۶۶۰ میلیارد تومان سهم در سطح معاملات خرد بین معامله‌گران بورس تهران دست به دست شد.

دو هفته قبل بود که ارزش معاملات به سطح چشمگیر و بی‌سابقه ۴۶۳۰ میلیارد تومان رسیده بود و سپس از این ارتفاع عقب نشست تا اینکه طی روز گذشته در پی اصلاح قیمت در طیف زیادی از سهام، شاهد هجوم مجدد تقاضا و ثبت رکورد دیگری برای بورس تهران بودیم.

بررسی روند ارزش معاملات خرد طی دو سال گذشته – یعنی از زمان فعال شدن آتشفشان تورم – به خوبی از یک تحول بزرگ در بورس تهران حکایت دارد.

از سال گذشته تا به‌حال شاهد رشد فزاینده ارزش معاملات خرد از سطح ۱۴۰ میلیارد تومان به بیش از ۳۷۰۰ میلیارد تومان بوده‌ایم. در واقع، متوسط ارزش روزانه معاملات بورس از بهمن ۹۶ تا بهمن ۹۸ بیش از ۲۶ برابر شده است.

شاید بسیاری از اهالی اقتصاد افزایش حجم و ارزش معاملات طی این مدت را صرفا به تورم قیمت‌ها در اثر رشد حجم پول در گردش در بازار سهام نسبت دهند، اما بررسی روند بازار با دیگر شاخص‌ها از افزایش حقیقی مشارکت در بازار حکایت دارد.

در واقع، تعداد شرکت‌کنندگان در عرضه‌های اولیه و آمار روزانه تعداد دفعات معاملات موید افزایش حقیقی مشارکت در بازار سهام و نه حجم پول و افزایش قیمت‌ها است.

میانگین تعداد دفعات معامله در بورس تهران از ابتدای زمستان تا روز گذشته، یعنی ظرف ۳۱ روز کاری اخیر عددی معادل ۶۱۱ هزار مرتبه را نشان می‌دهد (البته این عدد در روز گذشته به سطح بی‌سابقه ۹۳۰ هزار مرتبه رسیده است).

درحالی‌که این رقم برای ۹ ماه نخست سال‌جاری به زحمت به ۳۷۰ هزار مرتبه می‌رسد و برای میانگین کل سال ۹۷ زیر ۱۰۰ هزار مرتبه است. در واقع، تعداد دفعات معامله از ابتدای زمستان تا روز قبل نسبت به متوسط کل سال ۹۷ بیش از ۶برابر شده است.

از سوی دیگر، میزان مشارکت در آخرین عرضه اولیه فرابورس هم رقمی حدود یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر نسبت به عرضه اولیه‌های ابتدای همین سال و سال قبل به خوبی حکایت از افزایش میزان حقیقی مشارکت در بازار سهام است.

مصادره‌های نامطلوب و ماهیگیری از آب شفاف!

البته مطابق معمول بسیاری از متولیان و صاحبان مناصب در بازار سرمایه تمایل دارند که این رونق ناگزیر را مصادره کرده و آن را به کارنامه مدیریتی خود ضمیمه کنند.

در حالی که طی این مدت که شاهد رونق بی‌سابقه بازار سهام بوده‌ایم، تحول اساسی در سیاست‌های بازار سرمایه که بتواند به جذب سرمایه‌های خرد کمک شایان‌توجهی کند و روند سرمایه‌گذاری در این بخش را به‌طور معناداری تسهیل کند، به چشم نمی‌خورد.

بلکه جذب بخش عمده منابع خرد از سوی بورس حاصل روابط ناگزیر حاکم بر اقتصاد پولی کشور و ساختار سرمایه و روابط قیمت‌های نسبی در اقتصاد است.

در ادامه سعی می‌شود تاثیر این معادلات ناگزیر اقتصادی توضیح داده شود تا نقش مدیریت و روابط قانونمند قیمت‌ها از هم تفکیک شود.

به‌طور تیتروار می‌توان گفت که اعمال سیاست‌های اعتبار ارزان در کنار بی‌ثباتی‌ها و عدم تعادل‌های مزمن در اقتصاد سیاسی کشور و همچنین قیم‌مآبی و مداخله‌گری دولت در نظم بازار و تلاش ناگزیر آحاد اقتصادی جامعه در چارچوب قوانین همگانی اقتصاد منجر به چنین وضعیتی در بازار سهام شده و حاصل طرح مشخص و طراحی مدیران نبوده است.

مدیریت بازار سرمایه تنها می‌توانست از طریق کاهش هزینه معاملات به وظیفه خود عمل کرده و مقررات دست‌وپا گیر را از سر راه فعالان اقتصادی بردارد.

چرا هاضمه تقاضا قوی است؟

چندی پیش در گزارشی تحت عنوان «بازیگر بیرونی جهش‌های بورس» به نقش سلبی، ولی پررنگ سیاست‌گذار پولی در رونق بی‌وقفه سهام پرداخت.

در آن گزارش رشد فزاینده قیمت سهام را ناشی از وجود پول و اعتبار ارزان در دست آحاد جامعه به شکل سرکوب مالی دانست که به‌صورت تقاضای افسارگسیخته در بازار سهام خود را منعکس کرده است.

در واقع، نرخ بهره منفی ۲۰ درصدی که حاصل اختلاف نرخ تورم و نرخ سود سپرده بانکی (با نرخ تورم ۴۰ درصد و نرخ سود بانکی ۲۰ درصد) است، به اندازه کافی برای اخذ اعتبار از شبکه بانکی و تخصیص آن به دارایی‌ها و کالا‌های مختلف اغواکننده است و می‌تواند زمینه‌ای فراگیر برای بهبود تقاضا در بازار‌های مختلف از جمله بازار سهام فراهم کند.

در تمام دوره‌های رونق بازار‌های دارایی، همواره تسهیلات پولی سیاست‌گذاران سطح تقاضای افراد را از طریق اعطای وام‌های کم‌بهره نسبت به ساختار قیمت‌های نسبی و نظم موجود بازار به‌طور مداخله‌گرانه افزایش داده‌اند.

این موضوع مختص اقتصاد کشورمان نیست بلکه در ادوار مختلف در اقتصاد‌های بزرگ از جمله آمریکا هم صورت گرفته است.

برای مثال می‌توان به سیاست‌های تسهیل پولی فدرال‌رزرو آمریکا بعد از جنگ‌جهانی اول اشاره کرد که همراه با مشارکت فزاینده آحاد جامعه در بورس نیویورک به رشد‌های بی‌سابقه و نهایتا آن رکورد بزرگ انجامید.

در آنجا هم به‌زعم بسیاری از اقتصاددانان ضدکینزی اعمال سیاست‌های اعتباری ارزان بود که منجر به خلق تقاضای مازاد و هجوم به سمت بازار سهام در آمریکا شد.

حساسیت پایین تقاضای مصرفی به قیمت سهام

ممکن است سوال شود که چرا سیاست‌های اعتباری ارزان از سوی بانک‌های مرکزی به نفع مسکن، ارز و طلا رقم نخورده و منحصر به سهام شده است.

به‌نظر می‌رسد عوامل موثر در جذابیت بورس این اختلاف را می‌شود از طریق بررسی روابط قیمت و درآمد-مصرف (کشش مصرفی قیمت سهام) تا حدی توضیح داد.

می‌دانیم که در اقتصاد کشش یا همان حساسیت تقاضا به قیمت حائز اهمیت زیادی است. هرچه واکنش تقاضا به قیمت یک کالا کمتر باشد اصطلاحا می‌گوییم که تقاضای مزبور کم‌کشش‌تر است یا حساسیت کمتری به قیمت دارد.

برای مثال، اگر قیمت یک کالا (مثل دارو) ۱۰۰ درصد افزایش یابد و تقاضا برای آن کالا افت مثلا ۱۰ درصدی نشان دهد می‌گوییم تقاضا برای دارو اصطلاحا کم‌کشش است.

واقعیت این است که سهام در مقایسه با دارایی‌هایی نظیر مسکن و ارز و حتی کالای بادوامی، چون خودرو رابطه مستقیم و معناداری با بخش مصرفی اقتصاد ندارد. به بیان دیگر هرچه شاخص سهام افزایش یابد، این افزایش قیمت عملا در قدرت خرید مصرف‌کنندگان در کل اقتصاد تغییر و تاثیر مستقیمی ایجاد نمی‌کند.

این درحالی است که در بازار مسکن که قیمت‌ها رابطه مستقیم و ناگسستنی با تقاضای مصرفی (و نه سرمایه‌ای) دارند، سطح تقاضای مسکن به قیمت حساسیت نشان می‌دهد و هرگونه افزایش قیمت از سوی آحاد مصرف‌کنندگان با واکنش همراه است.

به بیان دیگر بخش مصرف از بازار مسکن جدا و مستقل نیست، بنابراین هرگونه تحریک تقاضای سرمایه‌ای در بازار مسکن و رشد قیمت در مواجهه با درجاتی از کشش عوامل موثر در جذابیت بورس تقاضای مصرفی قرار گرفته و عملا امکان رشد‌های افسارگسیخته را از این بازار می‌گیرد.

در مورد ارز هم این قاعده صدق می‌کند. به بیان دیگر، هرگونه افزایش در قیمت‌های ارز، واردات طیف وسیعی از کالا‌های مصرفی و واسطه‌ای را به‌طور مستقیم و غیرمستقیم متاثر می‌سازد.

در واقع، اگر نرخ ارز افزایش یابد، قدرت خرید متقاضیان کالا‌های وارداتی به آن حساسیت نشان می‌دهد و نمی‌گذارد قیمت‌ها به‌صورت بی‌رویه و بریده از بخش مصرف اقتصاد نوسان کند.

به این ترتیب، ساختار مصرف آن کالای وارداتی می‌تواند سطح تقاضا و در نتیجه قیمت‌های ارز را متاثر سازد؛ بنابراین هرگونه ارزش‌گذاری ارز‌ها بر مبنای ساختار در هم تنیده قیمت‌ها در بخش مصرفی اقتصاد معنا می‌یابد و همین رابطه است که امکان رشد افسارگسیخته در میان‌مدت را همچون بازار مسکن، خودرو یا هر کالای مصرفی، به قیمت ارز‌ها نمی‌دهد.

البته مساله مداخله بازارساز برای کنترل قیمت‌ها به‌ویژه نرخ‌های ارز هم وجود دارد که عملا انتظارات بازیگران بازار‌ها را هدف قرار می‌دهد و فرآیند طبیعی نظم بازار را مختل می‌کند.

املاک در نقش اهرم رشد سهام

یکی دیگر از عوامل موثر، فقدان گفتمان مشترک در ارزشیابی سهام در شرایط تورمی است.

در یک تقسیم‌بندی متعارف، عمده‌ترین روش‌های ارزشیابی سهام شامل تنزیل جریان نقدی، ضرایب عایدی آتی و خالص ارزش روز دارایی‌ها می‌شوند.

مساله کنونی بازار سهام تفاوت بعضا زیاد ارزش سهام شرکت‌ها بر مبنای روش خالص ارزش روز دارایی‌ها در مقایسه با روش‌های مبتنی بر سود و جریان نقدی آتی است.

دو روش اخیر در شرایط کنونی بازار سهام کمتر موردتوجه معامله‌گران و سرمایه‌گذاران کوچک مقیاس قرار دارد، اما روش مبتنی بر تجدید خالص ارزش دارایی‌ها یا حقوق صاحبان سهام بیشترین توجه را به خود جلب می‌کند.

درحال‌حاضر شرکت‌های بورسی زیادی هستند که دارایی‌هایی نظیر زمین و ساختمان و ماشین‌آلات و تجهیزات را طی سال‌های قبل خریده و در صورت‌های خود ثبت کرده‌اند.

اما مساله وقتی پیش می‌آید که بخواهیم ارزش روز این دارایی‌ها را بسنجیم و کل شرکت را مجددا ارزش‌گذاری کنیم.

در شرایط کنونی زمانی که ارزش منصفانه این دارایی‌ها که مشمول زمان شده‌اند، از طریق شاخص‌های تورم به‌روز می‌شوند، معمولا رقم به‌دست آمده چند برابر تخمین‌های مبتنی بر رویکردهای، چون سودآوری سال‌های قبل، تنزیل جریان نقدی و ضرایب عایدی آتی است.

چنان که می‌دانیم ارزشیابی سهام از نظر تئوریک مبتنی بر جمع فعالیت‌های شرکت در دو بخش عملیاتی و غیرعملیاتی بنگاه است.

طبق معمول، بخش غیرعملیاتی در ارزش سهام شرکت باید ارزش کمتری از بخش عملیاتی داشته باشد، اما این موضوع در برخی از شرکت‌ها در اقتصاد ایران معکوس می‌شود که از لحاظ اقتصادی بی‌دلیل نیست.

منظور از بخش غیرعملیاتی مواردی نظیر زمین و ساختمان‌هایی است که متعلق به شرکت است، اما در جریان عملیات شرکت مورد استفاده قرار نمی‌گیرد.

این دارایی‌ها سال‌ها قبل به دلایل اقتصادی از فرآیند عملیاتی به فرآیند غیرعملیاتی تبدیل شده‌اند به‌عنوان مثال می‌توان شرکت‌های سیمانی یا قندی را مثال زد که به دلایل مختلف نظیر کاهش فعالیت‌های ساختمانی در مورد سیمانی‌ها یا تغییرات آب و هوایی از دور عملیات شرکت خارج شده و بلااستفاده مانده‌اند.

این موضوع برای سایر بنگاه‌ها هم به‌گونه‌ای دیگر نمایان می‌شود. برای مثال، در نظام بانکی کشور اموال و وثایق مختلف ناشی از اقدامات قضایی در مقابل طلب از بدهکاران وجود دارد که این دارایی‌ها براساس استاندارد‌های حسابداری باید تحت عنوان دارایی‌های نگهداری برای فروش در صورت‌های مالی شرکت انعکاس یابد؛ دارایی‌هایی که اکنون به‌دلیل افزایش مستمر قیمت‌ها و تورم دو رقمی اقتصاد، ارزش آن‌ها به ارقامی بیش از ارزش بخش عملیاتی شرکت هم رسیده است.

اتفاق مهمی که در شرایط فعلی بازار سهام افتاده این است که سهم بخش غیرعملیاتی شرکت نظیر املاک و مستغلات در ارزشیابی شرکت افزایش چشمگیری یافته است و همین امر باعث شده تا سهام برخی بنگاه‌های بورسی به‌رغم سود پایین، با نسبت‌های قیمت به درآمد بیش از ۱۰ تا ۲۰ مرتبه در بازار معامله شوند و همچنان خریدار داشته باشند. درحالی‌که میانگین تاریخی ضریب قیمت به درآمد برای کل بازار سهام حدود ۶ مرتبه و برای بازار بدون ریسک پول رقمی معادل ۵ مرتبه است.

عوامل موثر در جذابیت بورس

«ابتکار» عوامل موثر در کوچ نقدینگی از بازار سرمایه به بازارهای دیگر را بررسی کرد سایه بیت‌کوین بر سر بورس؟

کیمیا نجفی
بیت‌کوین سال ۲۰۲۱ را انفجاری آغاز کرد و مرزهای مقاومتی را یکی پس از دیگری پشت‌سر گذاشت و همین مسئله موجب شد تا نظرها را به خود جلب کند و حالا امروز شاهد علاقه سرمایه‌گذاران به فعالیت در بازار ارزهای دیجیتال هستیم. به عقیده برخی افراد حوزه رمزارزها یکی از بازارهایی است که می‌تواند محلی جذاب برای جذب نقدینگی‌ها باشد، این در حالی است که عده‌ای بازار رمزارزها را ناشناخته دانسته و از ورود به آن هراس دارند. به گفته آنها بازار رمزارزها زمینه را برای انواع کلاهبرداری‌ آماده می‌کند، بنابراین ورود افراد بدون تخصص کافی قطعا تبعاتی را به دنبال خواهد داشت. اما با وجود هراس مخالفان سرمایه‌گذاری در بازار رمزارز این روزها این بخش بیش از هر زمان دیگری نظر سرمایه‌گذاران را به خود جلب کرده است.
افت‌های پی‌درپی شاخص بورس طی ماه‌های اخیر سبب دلسردی بسیاری از سهام‌داران شد و آنها را به فکر کوچ به بازاری دیگر انداخت. اما در شرایط فعلی کدام بازار می‌تواند رقیبی جدی برای بازار سرمایه باشد؟ آنطور که بررسی‌ها نشان می‌دهد طی ماه‌های اخیر با ریزش شاخص بورس، بازارهای موازی همچون مسکن و خودرو با افزایش قیمت سرسام‌آوری روبه‌رو بوده و افرادی که قصد سرمایه‌گذاری داشته نمی‌توانستند در این دو بازار فعالیت چشم‌گیری داشته باشند. بازارهای طلا و سکه نیز با نوسان همراه بوده و طی روزهای اخیر ریزش‌های قیمتی این بخش مانع از جذب سرمایه‌های خرد افراد شد. اما در میان افت‌وخیز‌های بازارهای داخلی، جذابیت بازار‌های جهانی مانند بیت‌کوین افراد زیادی را به خود جلب کرده و حالا شاهد هستیم که سرمایه‌گذاران در حال تزریق سرمایه و دارایی خود به این بازار هستند. اما باید دید که خروج سرمایه از بازارهای داخلی به ویژه بورس و جذب آن به بازار ارزهای دیجیتال چه پیامدی را برای اقتصاد به همراه خواهد داشت؟


کوچ سرمایه به عوامل موثر در جذابیت بورس بازار رمزارز، خوب یا بد؟
کارشناسان نظرات متفاوتی را در این‌باره مطرح می‌کنند، عده‌ای از آنها معتقدند که حوزه رمزارزها جذابیت زیادی برای سرمایه‌گذاری دارد و سرمایه‌گذاران با دو فاکتور امنیت و چشم‌انداز از آینده در این بازار مواجه هستند. به گفته آنها آینده این بازار تا حدودی روشن بوده و امنیت نیز به اندازه کافی وجود دارد اما بازار رمزارزها بازار جوانی است، بنابراین ریسک‌های زیادی متوجه آن بوده و پرریسک بودن آن کاملا طبیعی است و افرادی که قصد ورود به این حوزه را دارند باید از دانش و مهارت کافی برای فعالیت‌ها مالی برخوردار باشند. آنها معتقدند فعالیت همراه با دانش کافی در بازار رمزارزها نمی‌تواند پیامد منفی برای اقتصاد به همراه داشته باشد. اما در مقابل برخی دیگر از تحلیلگران معتقدند بازار رمزارزها پیچیده و ناشناخته است، به گفته آنها بازار ارزهای دیجیتال به شدت دمدمی‌مزاج بوده و ریسک بسیار بالایی دارد. این کارشناسان می‌گویند که بازار رمزارزها کم‌عمق بوده و نمی‌توان انتظار را داشت که این بخش از هرگونه نوسان به دور باشد، بنابراین افرادی که تصور سوددهی بالا در مدت‌زمان کوتاه و ایمنی کامل را درخصوص این بازار دارند بدون شک در انتها مال‌باخته بوده و مال‌باختگی سرمایه‌گذاران تبعات منفی برای اقتصاد به دنبال خواهد داشت.
ارزهای دیجیتال رقیب این‌روزهای بورس؟
احسان رضاپور، کارشناس عوامل موثر در جذابیت بورس بازار سرمایه با بررسی افت‌های شاخص بورس و جذاب شدن بازار رمزارزها به خسارت‌های احتمالی جذب نقدینگی به حوزه ارزها دیجیتال اشاره کرد و در این‌باره به «ابتکار» گفت: طی هفته‌های اخیر ریزش بازار بورس همزمان با رشد‌های پی‌در‌پی ارزش رمزارزها شد، این اتفاق باعث می‌شود افراد ریسک‌پذیر پول‌های هوشمندی که مشکل جابه‌جایی ندارند را به بازارهایی که در مسیر صعودی قرار گرفتند تزریق کنند. اما مسئله‌ای که نگران‌کننده بوده و می‌تواند تبعات منفی را به دنبال داشته باشد این است که بازار ارزهای دیجیتالی بازارهایی پرریسک بوده و اگر افراد سواد کافی برای فعالیت در چنین حوزه‌هایی را نداشته باشند و نتوانند روند معاملات را تجزیه‌وتحلیل کنند بدون شک شاهد خسارت‌های سنگینی خواهند شد و ما شاهد تبعات آن در اقتصاد خواهیم بود.
این کارشناس بازار سرمایه در ادامه گفت‌وگو به از دست رفتن جذابیت بازار بورس اشاره کرد و گفت: متاسفانه مجموعه‌ای از عوامل باعث شده است که بازار بورس این‌روزها جذابیت خود را از دست بدهد، می‌توان گفت تا زمانی که سایه بخشی از حواشی و فاکتورهایی که ریسک‌های غیربنیادی را به بازار تحمیل می‌کند بر سر بازار باشد به نظر می‌رسد که بازار نتواند علی‌غم پتانسیل‌هایی که دارد روند افزایشی پایداری را در پیش بگیرد.
تصمیمات جدید بازار بورس را از مسیر اصلی خود خارج کرد
رضاپور در بخش دیگر از صحبت‌هایش با بیان این مسئله که باید با رفع بخشی از حواشی، حمایت و جلب اعتماد سهام داران، جذابیت از دست رفته بازار را برگرداند، ادامه داد: اگر تصمیم به رونق گرفتن دوباره بازار سرمایه باشد باید با رفع بخشی از حواشی، حمایت و جلب اعتماد سهام داران، جذابیت از دست رفته بازار را برگرداند، راهکاری که طی ماه‌های اخیر شاهد آن نبودیم. متاسفانه ابلاغیه‌ها، قانون‌های جدید و موضع‌گیری‌ها سبب شد تا وضعیت متعادل بازار با مشکل روبه‌رو شود و این مسئله روند بحرانی و هیجانی را به بازار تحمل کرده است.
این کارشناس بازار سرمایه با اشاره به کوچ سرمایه از بازار بورس به سمت بازارهای صعودی ادامه داد: بحرانی شدن بازار بورس، کوچ سرمایه به بازارهای دیگر را تشدید کرده است. سرمایه‌گذاران امروز شاهد جذابیت در بازار سرمایه نیستند و عوامل موثر در جذابیت بورس از طرفی دیگر روند صعودی بازاری همچون رمزارز را می‌بینند.
وی اظهار کرد: روند بازار رمزارز این‌روزها صعودی بوده و این در حالی است که تبلیغات گسترده‌ای از این حوزه می‌شود این عوامل در کنار یکدیگر توانسته توجه بسیاری از سرمایه‌گذاران را به خود جلب کند.
حمایت از سرمایه افراد نیازمند حمایت از بازارهای مولد است
این کارشناس اقتصادی در ادامه گفت‌وگو به ضرورت حمایت از بازارهای داخلی تاکید کرد و در این‌باره گفت: حوزه رمزارزها بسیار پیچیده و پرریسک است اگر می‌خواهیم از سرمایه افراد نابلد در برابر خطر و ریسک محافظت کنیم باید بتوانیم با راهکارهایی بازارهای هدفی که می‌تواند به اقتصاد کشور کمک بیشتری کنند را حمایت کنیم.
رضاپور با بیان این مسئله که طی ماه‌های اخیر سرمایه‌گذاران از فعالیت در بازارهای اقتصادی ترسیده‌اند ادامه داد: حمایت‌ها باید به گونه‌ای باشد که سرمایه‌گذاران بدانند بازارهای هدف محلی امن برای پس‌اندازهای‌شان است. البته طی ماه‌های اخیر حمایت آنچنانی از بازارها نشده و فعالیت‌ها و وضعیت بازارها به‌گونه‌ای بوده که سرمایه‌گذاران را ترسانده است و اکنون شاهد بی‌میل بودن آنها برای سرمایه‌گذاری در بازارهای داخلی هستیم.
این کارشناس بازار سرمایه اظهار کرد: البته باید اشاره کرد که با فروکش کردن ریسک‌ها و حل شدن نقطه‌های ابهام، بازار سرمایه می‌تواند وضعیت بهتری را تجربه کند اما همانطور که اشاره کردم برگرداندن اعتماد سرمایه‌گذاران کار بسیار دشواری شده است.

عوامل تاثیرگذار در رونق معاملات بورس کدامند؟

عوامل تاثیرگذار در رونق معاملات بورس کدامند؟

یک کارشناس بازار سرمایه گفت: نگاه مثبت رییس‌جمهوری منتخب به بازار سرمایه، بهبود شفافیت شرکت‌ها با انتشار صورت‌های مالی و تثبیت نرخ ارز باعث رشد جذابیت معاملات بورس و افزایش امیدواری به رشد بورس شده است.

به گزارش گروه اقتصادی ایسکانیوز، معاملات بورس که از هفته گذشته و با اعلام نتیجه انتخابات ریاست جمهوری بر مدار صعودی قرار گرفت روزهای امیدوار کننده‌ای را در این بازار ایجاد و زمینه ورود دوباره نقدینگی به این بازار را فراهم کرده است.

اکثر کارشناسان ایجاد چنین روندی را در بازار، نگاه مثبت دولت سیزدهم به این بازار و صحبت های مطرح شده از سوی مشاوران احتمالی رییس جمهوری منتخب در جهت حمایت از این بازار عنوان کرده اند.

نظرات مطرح شده از سوی فعالان حاضر در بازار سرمایه در زمینه معاملات بازار سرمایه حاکی از آن است که در وضعیت فعلی خطر چندانی معاملات این بازار را تهدید نمی کند و حتی نتیجه برجام هم نمی توان چندان تاثیر بلندمدتی را در این بازار ایجاد کند.

اکنون تنها موضوعی که می تواند معاملات این بازار را تحت شعاع قرار دهد، اعضای کابینه دولت سیزدهم است که همین امر تا حدودی برخی از سهامداران را دچار شک و نگرانی برای ورود سرمایه هایشان به این بازار کرده است، این موضوع بارها از سوی کارشناسان مطرح شده است به طور حتم و با تعیین نهایی اعضای کابینه می توان روزهایی بهتر از روند فعلی معاملات را در بازار شاهد باشیم.

رویکردهای حمایتی دولت سیزدهم از معاملات بازار سرمایه

«محسن علیزاه» امروز (سه‌شنبه) در گفت و گو با خبرنگار اقتصادی ایرنا رویکردهای حمایتی دولت سیزدهم در خصوص بازار سرمایه را یکی از مهمترین موضوعات موثر در بازگشت شاخص بورس به مدار صعودی اعلام کرد و افزود: صحبت مطرح شده از سوی رییس جمهوری منتخب مبنی بر اینکه نگاه های موجود به بازار سرمایه مشابه قلک نیست و متضررین این بازار باید ضرر خود را فقط از طریق همین بازار پس بگیرند توانست امید دوباره ای را به این بازار بازگرداند.

وی به مباحث مطرح شده در مناظره ها در زمینه تقویت صندوق تثبیت بازار سرمایه اشاره کرد و افزود: ارائه چنین مواردی توسط رییس جمهوری منتخب از جمله مسایلی بود که مردم را متوجه رویکرد حمایتی دولت از بازار کرد، این موضوع باعث کمرنگ شدن تنش های موجود در این بازار و ایجاد ارامش در معاملات بورس شد.

علیزاده به دیگر عامل تاثیرگذار در بازگشت رشد به معاملات بورس اشاره کرد و گفت: اقدامات انجام شده از سوی سازمان بورس از جمله عوامل موثر در ایجاد روند صعودی معاملات بورس بود که این موضوع سبب بازگرداندن بخشی از اعتماد از دست رفته مردم به این بازار شد.

عضو ناظر مجلس در شورای عالی بورس تاکید کرد: انتشار صورت های مالی از سوی سازمان بورس جزو اقدامات مهم سازمان بورس بود که به دنبال آن باقی شرکت ها این اقدام را اجرایی کردند، این اتفاق در بازگشت اعتما به سهامداران و ایجاد روند صعودی معاملات بورس بی تاثیر نبوده است.

وی دیگر عامل تاثیرگذار در ایجاد رشد در معاملات بورس را افزایش جزیی نرخ دلار در بازار اعلام کرد و گفت: اکنون در بازار این پیش بینی وجود دارد که در آینده نزدیک شاهد رویکرد حمایت بیشتر از بخش تولید باشیم که این موضوع می تواند کمک کننده در بخش تولید و به مراتب رونق بازار سرمایه باشد.

به گفته علیزاده، این مسایل در کنار یکدیگر باعث شد تا دوباره حرکت رو به جلو و منطقی بازار سرمایه شکل بگیرد که امیدواریم این روند در بازار ادامه داشته باشد.

عضو ناظر مجلس در شورای عالی بورس افزود: خوشبختانه در این دوره از انتخابات همه نامزدها توجه و تمرکز خاصی به بازار سرمایه داشتند و به نوعی بازار سرمایه از حاشیه مناظره ها تبدیل به متن اصلی مناظره ها شده بود.

حمایت از بازار سرمایه مهمترین بحث کابینه دولت سیزدهم

وی ادامه داد: به طور حتم هر یک از کاندیداها انتخاب می شدند تلاش می کردند تا در دوران ریاست جمهوری خود هر چه زودتر این بخش از بازار مالی که افراد زیادی درگیر آن هستند را سر و سامان ببخشند.

عضو ناظر مجلس در شورای عالی بورس تاکید کرد: این امید را می توان داشت که در آینده نزدیک و با آغاز به کار دولت سیزدهم حمایت از بازار سرمایه جزو مهمترین مباحث کابینه دولت سیزدهم قرار بگیرد.

شاخص کل در بازار بورس دیروز (دوشنبه، هفتم تیرماه) پنج‌هزار و ۲۶۱ واحد رشد داشت که در نهایت این شاخص به رقم یک میلیون و ۲۴۳ هزار واحد رسید.

کارگزاری ارگ هومن(سهامی خاص)

تحلیلی از عوامل موثر بر وضعیت فعلی بورس + پیشنهاداتی برای ورود نقدینگی

به گزارش پایگاه خبری بورس پرس، علی جبل عاملی با ارائه تحلیلی از شرایط بازار سرمایه به مدار اقتصادی گفت: به نظر می رسد بازار از اولویت های سرمایه گذاری، تأمین مالی و جذب نقدینگی خارج شده و بسیاری از تصمیمات فارغ از کارکردها و نقش بازار اخذ می شود و عمده توجهات معطوف به بازار پول، کنترل نرخ ارز و سیاست های مالیاتی است.

وی افزود: مهمترین نکته به اذعان کارشناسان عدم ورود نقدینگی به بازار و خروج روزانه سرمایه های حقیقی است. بازار بر خلاف سه سال گذشته بیشتر خبر محور شده و تحولات سیاسی بخصوص نتیجه مذاکرات برجامی نقش پررنگ تری را در این میان بازی می کند و تا اخبار قطعی به بازار نرسد این تردیدها ادامه خواهد داشت.

این کارشناس بازار سرمایه ادامه داد: اندک مثبت بازار این روزها مرهون نقدینگی حقیقی های قدیمی بازار و حقوقی ها است. طی سه ماهه اخیر سپرده گذاری در بانک ها افزایش چشم گیری داشت. در خرداد ماه همزمان با افزایش تورم، قیمت مسکن رشد داشت و از معیار دلاری یعنی متوسط قیمت متری مسکن در تهران معادل 1000 دلار، فاصله گرفت.

جبل عاملی عنوان کرد: برخی معتقدند مسکن حباب پیدا کرده و گروهی دیگر نیز بر این باورند فنر دلار در حال فشرده شدن است و به زودی آزاد شده و با افزایش حباب قیمت مسکن را پر خواهد کرد. اما آنچه که اکثرا انتظار دارند افزایش سطح عمومی قیمت ها است و اینکه چرا بازار سرمایه با تردید به این موضوع نگاه می کند را می توان در حرکت نقدینگی به سایر بازار ها دانست که در غیاب جذابیت رمز ارزها به علت افت چشمگیر قیمت ها و ترس از تکرار وقایع سال 99 به سمت سپرده گذاری در بانک ها، مسکن، ارز و طلا روانه شده است.

به گفته وی، نکته دیگر انتظارات تورمی است که تحت تأثیر پیش بینی منفی افراد از آینده رخ می دهد. بانک مرکزی هم معتقد است انتظارات تورمی در کشور تا حد زیادی تحت تاثیر اخبار سیاسی قرار دارد. چرا که تحت تأثیر اخبار مثبت در 6 ماهه دوم سال گذشته‌‌ متغیرهای پولی روند کاهنده گرفت. اما با توجه به افزایش نرخ بهره بین بانکی، آتش انتظارات تورمی مجددا شعله ور شده و با ادامه توفق سیاست های مالی بر پولی در جهت کاهش کسری بودجه و افزایش قیمت نهاده های تولید ، تورم بیشتر دور از انتطار نیست.

کارشناس بازار سرمایه اضافه کرد: مسکن با حباب و دلار بیش از 35 هزار تومان و خودرو با دلار بیش از 40 هزارتومان و شاید 50 هزارتومان داد و ستد می شود و حتی سکه هم این روزها دارای حباب دو میلیون تومانی است اما مشاهده می شود که بازار سرمایه علیرغم گزارش های خوب شرکت ها، پی بر ای پایین سهم ها و ارزش جایگزینی دلار بالا همچنان در محاق است.

جبل عاملی ادامه داد: این دقیقا به علت ترس و تردید نقدینگی از ورود به بازار است و گرنه با توجه به نقدینگی موجود 5 هزار هزار میلیارد تومانی و افزایش روز افزون آن چرا باید بورس سهمی از این میان نداشته باشد؟ عدم اطمنیان بر پایه تجربیات گذشته، بدبینی به آینده و عدم اعتماد به حمایت از بازار سرمایه در کنار فرار از شفافیت می تواند عوامل مهمی باشند که نقدینگی را به سایر بازارها سوق دادند.

وی تصریح کرد: مسائل دیگری هم بازار را متأثر کرد. کاهش معنا دار قیمت کامودیتی ها با توجه به کامودیتی محور بودن بازار تحت تأثیر جنگ اوکراین و سیاست های دولت چین در کنترل کرونا، افزایش نرخ بهره، فاصله نرخ نیمایی و بازار آزاد، وقایع اخیر مربوط به بازارهای کالایی داخلی و بورس کالا، تعیین تکلیف عرضه خودروسازان، صورت های مالی بانک ها و. مواردی بودند که در وضعیت این روزهای بازار بی تأثیر نیستند.

این کارشناس بازار سرمایه درخصوص ورود مجدد نقدینگی به بازار توضیح داد: ورود مجدد نقدینگی به بازار به محرک هایی نیاز دارد. در شرایط فعلی باید بیش از پیش به تحلیل وزن داد و البته به بازار هم زمان داد تا خود را پیدا کند. سرمایه گذاران در کوتاه مدت اشتباه می کنند ولی در بلند مدت خیر. پس این عقب ماندگی دلاری جبران می شود و بازار آهسته می تواند خود را پیدا کند. بازار در میان مدت رشد خواهد کرد ولی نه از جنس و شرایط سال 99!

جبل عاملی افزود: در این میان مهمترین کار توجه همه جانبه به بازار سرمایه است که هم وظیفه سیاست گذار است و هم فعالان بازار. دوم اینکه باید از هر گونه دست اندازی به ساحت بازار سرمایه جلوگیری شود و تصمیم گیری ها نباید از بیرون انجام شود و سومین اقدام هم بازگشت به مدار تحلیل است.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.